غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
572
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گردان بود بار ديگر بقرطبه آمد و روايتى آنكه اهالى آنملك او را نگذاشتند كه به شهر درآيد و قولى آنكه چون بقرطبه آمد بخنبه كشته گشت و دست قضا بساط جهانبانى حكام مروانى را از آن بلاد نيز درنوشت نظم چنين است پيوسته رسم جهان بود مهر و كين فلك توامان * يقين است نزديك ارباب حال كه اقبال جاويد باشد محال ذكر معتضد لخمى كه از نسل نعمان بن منذر بود و بيان شمهء از حال پسرش كه در امر جهانبانى بذروهء كمال ترقى نمود اكابر مورخين در مؤلفات چنين آوردهاند كه چون كوكب اقبال بنى مروان از اوج شرف بحضيض و بال انتقال كرد و از ايشان كسى كه شايسته تكفل امر ايالت باشد در بلاد اندلس نماند سرپنجهء قدرت مالك الملك على الاطلاق ابواب عنايت بر روى روزگار شخصى كه نسبش بقول امام عبد اللّه يافعى بنعمان بن منذر مىپيوست برگشاد و اكابر و اعيان اندلس زمام سلطنت آندبار را در قبضه اقتدار آن عزيز نهادند و او را معتقد شده معتضد لقب دادند و چون روزىچند معتضد كميت دولت و اقبال در ميدان حصول امانى و آمال راند فلك سريع الانتقال آن عطيه را از وى نيز بستاند آنگاه ولدش ابو القاسم محمد كه ملقب بود بالمعتمد باللّه قايممقام پدر گشت و معتمد پادشاهى بود بجلالت قدر و بناهت شان موصوف و بفصاحت بيان و فضيلت فراوان معروف در شجاعت و جلادت ضرب المثل و در سخاوت و عدالت بىشبه و بدل اشعار لطافت شعارش در جودت مانند جوهر آبدار و نتايج طبع افادت آثارش رونق بخش مؤلفات علماء روزگار آستان سعادتآشيانش پناه فضلاء عظام و درگاه كعبه اشتباهش ملاذ شعراء گرام چنانچه در مرآة الجنان مسطور است صد و سى بلده و قلعه در حيز تسخير او قرار گرفت وصيت عدالت و نصفتش در اطراف بلاد و امصار سمت اشتهار پذيرفت و بعد از آنكه بيست و چند سال در كمال دولت و اقبال گذرانيد بدست يوسف بن تاشفين گرفتار گرديد و يوسف او را در يكى از قلاع آن ممالك محبوس و مقيد ساخت و معتمد چهار سال در آن محبس ماند و در سنهء ثمان و ثمانين و اربعمائه علم عزيمت بصوب عالم آخرت برافراشت و او را هشتصد سريه و صد و هفتاد و سه فرزند بود و هرروز هشتصد وطل گوشت در شيلان خود و اهل و عيال صرف مينمود امام يافعى گويد كه اما كثرت الاولاد فقد نقل عن غيره ما كان اكثر منه اولادا و اما سرارى فما سمعت ان احدا من الخلفاء بلغ فى كثر تهن الى هذه العدة المذكور و العلم عند اللّه العفو الغفور